در موردم شایعه نسازید!!!

سلام خدمت دوستای عزیزم

امیدوارم تا به اینجای امتحانات خوب پیش رفته باشید. من کیانا هستم اومدم

با اجازه ی شیدای گلم یه مصاحبه از آقای شهابی که مال سال ۸۶هست براتو بزارم امیدوارم خوشتون بیاد:


در موردم شایعه نسازید....


در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟

به تازگی تله فیلم "تبسم یک اتفاق" را در کنار بهزاد رحیم خانی به پایان بردم که موضوع آن به مقوله ایثار باز

میگردد.

چند کار آماده پخش و نمایش دارید؟

سریال "هویت" که شنبه ها پخش میشود,مجموعه با من قرار بگذار به کارگردانی عباس مرادیان,سریال مدار

آتش(همون منظومه آتش خودمون!!!) و فیلم سینمایی جنایت و جنحه به کارگردانی حمیدرضا محسنی را

آماده پخش و اکران دارم.

آیا سریال هویت توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند؟

هنوز مشخص نیست زیرا در 3 الی 4 قسمت مشخص نمی شود.

فکر میکنی با استقبال روبرو شود؟

نمیدانم ما تلاشمان را کردیم.با استقبال روبرو شدن هم چند شرط دارد که یکی از مهم ترین شرایط زمان

پخش است.

به نظر شما این سریال زمان پخش مناسبی دارد؟

تایم آن در تابستان ساعت 8:30 شب است که زمان مناسبی نیست,اگر پایان زمستان پخش میشد بهتر بود.

اگر می شود خلاصه ای از داستان و نقشتان را در این سریال بگویید:

در این سریال من نقش پسر یک سرهنگ آگاهی را بازی می کنم که به دنبال کشف راز پرونده ای است که در

طی آن پسرش نیزدرگیر پرونده میشود.

بازی در این سریال چطور به شما پیشنهاد شد؟

خانم فلورا نظری مرا با آقای ودادی آشنا کردند و به این ترتیب کار را شروع کردیم.

فیلم نامه را از روز اول خواندید؟

فیلم نامه یک ناپس بود به این معنی که تا آخر کار ادامه داشت و هرگز یک فیلم نامه مکتوب به ما ندادند.

کارگردانی آقای ودادی چطور بود؟

ایشان آدم با اخلاق و خوبی هستند و کار با ایشان برایم جالب بود.

فضای پشت صحنه روی کارتان تاثیر گذار بود؟

بله فضا خیلی صمیمی بود.آقای جوهرچی نیز خیلی خوب بودند و ارتباط خوبی با هم داشتیم,فقط هنوز

پولمان را نگرفته ایم.(با خنده)

بازی شما یک بازی درونی بود یا بیرونی؟

فکر می کنم درونی.

در زندگی تان شخصیتی درونی دارید یا بیرونی؟

درونی.

در این سریال گریم خاصی داشتید؟

معمولی بود.

خودتان سریال را میبینید؟

یک الی دو قسمتش را توانسته ام ببینم.

اهل مطالعه هستید؟

بله.

اهل خواندن روزنامه چطور؟

خیلی زیاد.

آیا اعتماد به نفس بالایی دارید؟

نه.

دوست دارید یک روز ستاره بشوید؟

من سعی ام را میکنم بستگی دارد به مخاطبین که آیا مرا بپذیرند یا نه!!!

تعریفت از ستاره چیست؟

یک هنرمند واقعی کسی است که نه تنها از لحاظ شهرت,بلکه از لحاظ محبوبیت هم در درجه بالایی قرار بگیرد.

تحصیلاتت چیست؟

لیسانس ادبیات نمایشی.

به نظرت این سریال پیامی هم دارد؟

صد در صد, از لحاظ رفتار خانواده ها با فرزندان و معضل اعتیاد پیام های خوبی دارد.

از بازی خودتان انتقاد میکنید؟

آدم نمی تواند برای خودش منتقد خوبی باشد,من همیشه از بازی خودم ناراضی هستم و انتقاد زیادی از کارم

دارم.

آخرین شایعه ای که درمورد خودتان شنیدید چه بود؟

شایعه ی خیلی جالبی شنیدم. گفته بودند که شهنام شهابی با همسرش در کار قاچاق کالا بوده و آنها را

گرفته اند.همسرش هم گفته که شهنام مرا به این کار وادار می کرده است. من هم پیش خودم گفتم ,

دستشان درد نکند هم مرا متاهل کرده اند هم قاچاقچی کالا!

آخرین سریال پخش شده ات چیست؟

سریال سایه ای در تاریکی.

در آن سریال نقش یک فرد معتاد را داشتید درست است؟

بله من نقش معتادی را داشتم که یک نوع اعتیاد خاص به قرص های روان گردان داشت.آن نقشم نیز یک

نقش درونی بود.

به نظر خودتان با این نوع بازی توانسته اید نقشتان را به مخاطب القا کنید؟

بعد از بازی در آن سریال بعضی از دوستان و تهیه کنندگان گفته بودند که ما دیگر شهنام را نمی خواهیم. او

معتاد شده و دیگر به درد کار نمی خورد.وقتی چنین واکنش هایی را دیدم فهمیدم که در کارم موفق بوده ام.

آخرین کارتان که آماده اکران است چیست؟

فیلم سینمایی جنایت و جنحه به کارگردانی حمیدرضا محسنی.

داستان فیلم سینمایی جنایت وجنحه درمورد چیست؟

داستان فیلم درمورد چند جوان است که در یک میهمانی شرکت می کنند که به دلیل استفاده از مواد مخدر

قتلی در این میهمانی رخ میدهد.

در کنار چه کسانی بازی کردید؟

در کنار رضا رویگری,رضا آشتیانی,مهرانه مهین ترابی,جلیل فرشاد و.... بازی کرده ام.

 

اینم از مصاحبه یه عکس هم از سریال سایه ای در تاریکی داشتم که نشد بزارم اونو میدم شیدا جان براتون

بزاره خب دیگه موفق و موید باشید

                        یاعلی... .

خودم را به نقش تحمیل میکنم!

سلام به طرفدارهای گل.ببخشید دیر آپ میکنم.امروز مصاحبه ای که آقای شهابی تو مجله ی کانون خانواده انجام دادن رو میذارم.البته از نرگس جون هم تشکر میکنم.اینم از مصاحبه:

-آقای شهابی موافق هستید که گفت و گو را از پرسش غیر معمولی آغاز کنیم؟

من همیشه از هرچیز غیرمعمول و غیر تکراری استقبال میکنم.

-حساسیت شما در انتخاب نقش ها نشان میدهد که چندان اهل سریال های مناسبتی یا هرشبی نبوده اید؟

سریال های هرشبی که در ذات خودشان مشکلی ندارند حتی امتیاز هم دارند.هروقت دم دستی و باری به هرجهت می شود بازیگر را دچار تردید میکند.وقتی به هرقیمتی و هر مناسبتی برای سرگرمی های سطحی و عبوری به کار گرفته می شوند...مسئله پیدا میکنم.سریال ۵کیلومتر تا بهشت با همه افت و خیزهایش نه مصرفی است و نه دم دستی.

این سریال ازسلیقه برخوردار است و باید نتیجه آن را پس از پایان در برخورد با تماشاگرش دریافت کنیم.

- آیا شما از متن فیلمنامه خوشتان آمد که نقش را پذیرفتید یا با کارگردان سریال دوستی داشتید؟

بعضی وقتها آدم ها خیلی از هم دورند.اما در حقیقت به هم نزدیک اند.بعضی وقتها به هم نزدیک اند اما از هم دورند.

هرگونه رو دربایسی های عاطفی و دوستی همیشه به نفع کار نمی شود.زنجیره این دوستی ها کار و برخورد با آن است که جواب میدهد.من فقط ۳قسمت از سریال و یک طرح کلی را خواندم و پذیرفتم.

-چرا فقط ۳ قسمت؟

قسمت های دیگر نوشته نشده بود(می خندد) . طرح کلی هم به سبک و سیاق کار هرچه جلوتر می رفت تغییر پیدا می کرد.

-شما که گزیده کار بودید ،چطور این شرایط را  پذیرفتید،مسئله مالی در میان بود؟

برای هر انسانی مسئله مالی مهم  است.اما خداوند را شکر میکنم تا به امروز به خاطر مسئله مالی بازی نکرده ام.آنچه را که مورد نیاز معمول یک بازیگر است ،دارم و مسئله مالی همیشه برایم در درجه دوم بوده و هست.اساسا درگیر زیاده خواهی مالی نیستم.اعتبار و احترام برایم بسیار با ارزش تر از مسائل مالی است.اگرخدابخواهد در حال درس خواندن در رشته کارگردانی هستم و هروقت فرصت پیش بیاید سعی میکنم به دستیاری هم بپردازم.خب این شانس من است اما برای یک بازیگر خیلی خیلی سخت است که مدت ها درخانه بنشیند تا کار دلخواه سراغش بیاید.همیشه کارها آنطور پیش نمیرود که تو میخواهی.همه جای جهان همینطور است.

-پس دوستی و رفاقتی در میان بوده؟

نه،علی رضا افخمی را فقط میشناختم و یکی دوتا از کارهایش  به نظرم جالب و تازه بودند.روزی به دفترشان رفتم.قرار بود نیم ساعتی با هم ملاقات داشته باشیم.اما در بدو ورود باچهره ای گشاده و لبخندی دلپذیر مواجه شدم که حرف هایمان پنج –شش ساعت به درازا کشید..مسئله دستمزد همان 5 دقیقه اول حل شد.ما قهوه خوردیم وگپ زدیم.از فیلم  ها سریال های ایرانی و خارجی از موسیقی و کتاب  عکس و نقاشی  و رفته رفته نزدیکی و دوستی ای بین ما به وجود آمد که انگار سال هاست همدیگر را میشناسیم و سلیقه های مشترک و کلاسیکی داریم.او دقیقا درمورد من جستجو کرده بود و از حساسیت ها و سخت پسندی هایم  اطلاع داشت.لا به لای حرفها متوجه شدم آنچه که مارا به سرعت نزدیک کرده همان اصول کلاسیک و قصه گویی است.تعادل و توازن و تناسب در همه چیز.من از نگرانیهایم حرف میزدم و او اطمینان و اعتماد بخشیدن به من.مگر یک بازیگر  و کارگردان چه از هم میخواهند؟!

-نگرانی تان از چه بود؟

راستش از زمانی که بازیگری را درسینماوتلویزیون به شکل حرفه ای آغاز کردم همیشه نگاه دیگری به ایفای نقش هایم داشتم همیشه دنبال چیزی غیرازبازی کردن بودم و هستم.بازیگری در یک نقش و انجام وظیفه را دوست ندارم.دلم میخواهد تاثیرگذار باشم. یک نقطه نطر از خودم و جامعه ای که درآن زندگی میکنم داشته باشم.بازیگر آینه تمام و کمال جامعه اش است.پرده سینما و تلویزیون خیلی زود و خیلی شفاف جایگاه و پایگاه تو را برملامیکند و دانش سلیقه و شعورت را می شناساند.حتی به تماشاگران نشان میدهد چقدر اهل ظرافت و شعرو ادبیات هستی.اندازه و سلیقه تورا به شدت فاش میکند.در این چند سال هرگز نقش خشن و بی خاصیت و روزمره ای بازی نکرده ام.

-بله.حتی نقش های مکمل و سوم و چهارم و کوتاه هم بازی نمیکنید!

به عمد بوده.صرف حضور در سینما و تلویزیون برایم جذاب نیست.هرکس راه و روش خودش را دارد من درصدد عیب گرایی از دیگران نیست.خیلی هم به تاکید و آمار تماشاگر بسیارانبوه نمی اندیشم  و برای تماشاگر اهل ذوق و ظرافت بازی میکنم.حتی خوب بازی کردن و بد بازی کردن  هم ملاک من نیست.به درست بودن می اندیشم.وقتی احساس میکنم کاری درست است حتما انجامش میدهم.بازی در نقش های روزمره و تحت عنوان من درآوردی واقع گرایی مورد علاقه من نیست.پاسخ روزمرگی و مایحتاج روزانه را دولت مردان باید بدهند نه هنر و هنرمند.

-پس معیار شما چه چیزهایی است؟

چیزهایی فراتر از روزمرگی و عمیق تر و چندلایه تر.من به جای دل مشغولی در بازیگری ذهن مشغولی را برای خودم وتماشاگر دوست دارم.دلم میخواهد مفاهیم پیچیده تر انسانی مثل بی عدالتی ،تنهایی ها ،اضطراب و بحرانها را نشانه روم.

-یعنی در بازی های قبلی هم این کار را کرده اید؟

تلاش خودم را کرده ام.متفاوت بودن را  دوست دارم.اسخ بلندپروازی هایم رامی دهد.شاید حرفهایم برای شما و بعضی از خوانندگان نوعی زیاده خواهی به نظر برسد اما چرا کمال طلبی نباشد.درنهایت کار هنر تبلیغ زیبایی و معرفت و کمال است.هنرمند سعی دارد جهانی بهتر و شایسته تر را برای بشر ترسیم کند ترجیح میدهم هنرمند باشم تا بازیگر .چیزی فراتر از ایفای  یک نقش باید باید مدنظر داشته باشی و هدف های دورتر را نشانه بروی.درهرنقشی به دنبال همین ویژگی ها میگردم و بعد انتخاب میکنم.نقش هایی که جریان ساز و سوال برانگیز باشند.

-این هاکه گفتید در خود نقش وجود دارد یا شما آن را چاشنی کار میکنید؟

طبعا زمینه اش از نقش می آید اما حساسیت و رنگ آمیزی و تاکید برحالات عاطفی را درآن پررنگتر میکنم.با او همدردی میکنم و حق را به آن شخصیت می دهم،منفی و مثبت هم فرقی نمیکند.

-اگر یک نقش این ویژگی را نداشته باشد چه میکنید؟

(میخندد) خب بازی نمیکنم.تا آنجاکه بشود سلیقه ام را میگویم.گاهی خودم را به نقش تحمیل میکنم و نمیگذارم که اختیارم را به دست بگیرد  و هرجا دلش خواست مرا ببرد.

-در سریال پنج کیلومتر تا بهشت چطور؟

در همه حرف های روزمره ای که با علیرضا و سجاد ابوالحسنی میزدیم تکیه ام روی بحرانی بود که آن را در  نوشته و کار به وجود آورده بودند. من پیوسته میگفتم این یک بحران خانوادگی ،عاطفی و جذاب است که به نظرم باید بیشتر به آن توجه کنیم.علی رضا افخمی هم که خود آن را می نوشت،این را تاکید میکرد.شما با پسری روبه رو هستید که مشکلاتی را برای خانواده اش به وجود  می آورد و پدر خانواده هم برای حفظ خانواده اش دروغ های  مصلحتی میگوید.از سویی من را هم خیلی دوست دارد و به من اعتماد دارد.از سویی من هم خودم را جدی نمیگیرم.حالا در این شرایط بحرانی من متهم به دزدی و فراری هستم و پدر رفته رفته میفهمد که دزدی درحقیقت کارپسرش بوده است.خیلی تلخ و گزنده است.حالا پدر باید من را تحویل پلیس بدهد از طرفی رابطه ی خونی و عاطفی پیش می آید.از طرفی هم دختری به من علاقه مند است.درکل شرایط خیلی دردناک و بحرانی است.این ها ذهن مشغولی من در بازیگری هستند وتلاش میکنم که این  عواطف را تشدیدکنم.

-شما در کارهایتان بانویسنده و کارگردان جروبحث میکنید؟

جرو بحث با تبادل سلیقه و افکارفرق  میکند.جروبحث جز اتلاف وقت و مزاحمت نتیجه دیگری ندارد.همه هنرمندان در هر رشته ای که هستند از اصول و الگو یا راه و روش خاصی  پیروی میکنند و می آموزند.هر روز با آقای افخمی و سجاد ابوالحسنی و یکی از دیگر نویسندگان کار حرف میزدیم و امکانات بهتر را پیدا میکردیم.حذف و اضافه  میکردند مهم نبود درتمامی قسمت ها حضور پررنگ داشته باشم.اما اصرار میکردم که هروقت نقش من ظاهر میشود تاثیر گذار باشد.

-با تشکر از شما برای فرصتی که در اختیار ما  قراردادید.

من هم از شما تشکر میکنم .جا دارد در همین گفت و گو  از تمامی اعضای گروه پنج کیلومترتا بهشت تشکرکنم.

حالا مصاحبه ی بعدی:

 کار در ماه رمضان اصلا چطور بود؟ 

- من در کل دوست داشتم برای ماه رمضان کار کنم , برای این که حال وهوای ماه رمضان را خیلی دوست دارم وتا جایی که بتوانم روزه میگیرم.

امسال چطور؟

-راستش بعضی روزهای آن را نگرفتم.

 دلیل بعدی قبول  پیشنهاد  بازی در پنج کیلومتر تا بهشت چه بود؟

-این کاری بود که خیلی دوست داشتم، هم برای این که بازیگر خوب دیده می شود هم از این لحاظ که ماه رمضان و افطار یه حال و هوای خاصی دارد .بعدش هم که دیگر کار کلیدخورد و بعد از عید بود که دستیار آقای افخمی زنگ زد به من وگفت برای سریال به تو احتیاج داریم.

چه زمانی با تو تماس گرفته شد ؟

-20یا22 فروردین زنگ زدند. بعد فهمیدم برای  ماه رمضان است و آقای افخمی کسی بود که دوست داشتم باایشان کار کنم چون همیشه یک مقدار ساختار شکن بودند، فضای کار وروایت های ایشان با همه فرق می کرد.رفتم دفتر و با ایشان صحبت کردم .من را دیدند و خدا را شکربه من اطمینان کردند و صحبت کردیم برای قرار داد وسه روز بعد هم رفتیم جلوی دوربین . در ابتدا متن را سه قسمت بیشترنداستیم و من فقط یک قسمت بیشتر نخوانده بودم اولش هم کمی به هرحال سخت بود برایم وچون برایم کار بزرگی بود.

بازیگرهای دیگرکارشان راشروع کرده بودند؟

-وقتی من رفتم آنجا فقط کار آقای فرهنگ و خانم افکاری شروع شده بود.

لوکیشن کجا بود؟

خانه خانم سرمدی در خیابان نیاوران(خانه همایون).بعد از دو روز که به من زنگ زدند کار شروع شده بود ومن رفتم سر صحنه برای تست گریم و لباس ،که از پس فردای آن شروع به کار کردیم. پس از این سریال شاید بتوانم بگویم تازه آمدم سر خط، قبلا همه اش چک نویس بوده است وحالا دارم پاک نویس می کنم.

 دوست داشتید که دیده شوید؟

-بعضی موقع ها خیلی کارها داشتم که خیلی بازی ام را دوست داشتم ولی کار برای مخاطب است،کارهای قبلی زمان بدی پخش  می شد و یک زمانی پخش شد که آن اتفاقی که باید می افتاد نیفتاد.

چه  کاری  دیده نشد؟

-مثلا خود تاوان هم دیده نشد به آن شکل که ما زحمت کشیدیم.9-10 ماه کار کردیم وخیلی حجم کار زیاد بود ولی دیده نشد، چون زمانش بد بود,جام جهانی بود ,شبکه ماهواره ای فارسی 1 هم تازه آمده بود وهمه اینها آمد روی هم که باعث شد کار دیده نشود.اگر دروغ نخواهم بگویم وقتی یک آدم کار حرفه ای می خواهد بکند یک بخشش معنویات است و بخش دیگر هم مادیات ،یک بازیگر چند کار در سال میتواند بکندهر چه بیشتر دیده شود وشناس تر بشود اتفاق بهتری از آن برایش می افتد معنوی هم بهتر میشود. 6 تا کار به آدم میخورد آنوقت میتواند انتخاب کند. من اگر کم کار بودم سعی کردم با آدمهای خوب، کار گردان های خوب کار کنم واگر کاری را نرفتم به خاطر این  است که آدم یک دینی به گردنش است، چرا چشم های مردم را الکی خسته کند حالا نگوییم این کار تاوان و کارهای دیگر خوب بوده است ولی حداقل یک کاری بوده که سعی کردم بهتر از کارهای دیگر باشد که بهم خورده ولی خیلی کارها راکه قبول نکردم و نرفتم دنبال پول.

حالا بعد  ازپنج کیلومتر تعداد پیشنهاد ها زیاد شده است؟

-بله خدا رو شکرولی ببینم چه اتفاقی می افتد، تازه کارمان تمام شده ویک کارهم برای اکران داریم که  شیش و بش است .

مسئله ای که می ماند یک شایعاتی است که درست شده و  افخمی را مدیران شبکه  برای کیفیت سریال احضار کرده اند ؟

 من اطلاعی ندارم . یک سری چیزها بود ولی آقای افخمی کارگردانی است که به جز این که کارگردان خوبی است مدیرخوبی هم می باشد، بیشتر از همه ما ایشان کار می کرد از این طرف 20 ساعت کار می کرد وبعد می رفت برای بفیه کارها.... اما هیچ وقت نشد اخم کند ،عجله کند ویا با استرس بیاید گروه، همیشه با انرژی می آمد جلو ،اما تا از صحنه ای راضی نمی شد دست بر نمی داشت. خیلی با انرژی می آمد انگار20ساعت خوابیده، بعد آمده سر کار در حالی که فکر نمی کنم توانسته باشد نیم ساعت بیشتر بخوابد.

بگذریم ،الان چند سالته ؟

-29 سال

اولین کارت کی بود؟

-  8-9 سالم بود .

اولین  کارهایت چه بوده است؟ 

-شاخ گاو،دل پذیر،تعطیلات تابستانی، ابراهیم و... که اینها همه سینمایی بودند

کارهایی که در تلویزیون انجام داده ای چطور؟

-         بازگشت به خانه، این زمینی ها ،جوانی و...

بعضی ها می گویند مثلا آنقدر کار کردم بعضی چیزها را از دست دادیم. تو 20سال تجربه داری در سن 29 سالگی , تو این 20 سال تجربه چه چیز هایی از دست داده ای ؟چه میتوانی بگویی برای کسانی که تجربه شما رو ندارند ولی هم سنت هستند؟

- من چون از بچگی با افراد بزرگ تر کار کردم همه دوستای من  از من بزرگتر بودند.عکاس ،فیلم بردار و این ها، این رفتار، شخصیت آدم را تغییر می دهد اما من کودک درونم همیشه فعال بوده است واین را دوست داشتم .این که روی صورتم نیامده مثل غبارو دود و اینها به خاطر همین بوده مثلا بعضی ها آمدند  ومیگویند الان 3ساله داریم کار می کنیم ،این نشده اون نشده وفلانه. بعد من می گویم ببین من 20سال در این این کارهستم ولی هیچ چیزی نشده می گویند نه من اگر جایت بودم تو صورت مردم و عوامل با مشت میزدم .یک چیزی که خوب یاد گرفتم این است که اگر یک چیزی را میخواهد، آدم اگر از راهش برود به آن میرسد درست است کلی صبر کرده ام وخیلی تلاش کردم ولی به هر حال نمی گویم خیلی خوب بود ولی بودم به هر حال وهطور که گذشته است.

روزهای سخت برات چه بازه زمانی بوده است ،آن فاصله ای که افتاد چه  کردی؟

 من همیشه می گفتم تویی که آمدی اولین کارت شاید کارت خیلی بهتر باشد تا من ،باور پذیر تر نمیشود آدم از بچگی اش دیده شده و 50 سالت هم بشود بشه به بچگی ات نگاه می کنند .من به خاطر این که این طور شود درست در اوج زمان این زمینی ها متوجه شدم افتاده ام در کار کودک و طنز، می بینم که دیگر آخر کارم است، یا باید الان کنار بکشم یا این که ادامه می دهم، میبینم  چقدر آدم الکی شده ام، پس رهایش کردم.  از این طرف رفتم دانشگاه وسپس به من زنگ زدند اما با اینکه خیلی مشتاق بودم گفتم نه.

 به شکلی خود سازی کردی؟

بله ،جدا

بعد از آن زمان ها بود که تنها شدی وفراموشت کردند؟

-واقعیتش بود اما دو سه تا سریال که پخش شده بود و در ذهن ها بودم میدیدنم یا میگفتند چقدر آشنایی یا تویی بزرگ شدی !

شده در این چند سال با کسی درگیر شوی واز این کار زده شوی؟

خیلی چیز ها را دیدم که یک مقداری چندین بار زده شدم .در سینما ،اما آن ها را نمی شود گفت,من همیشه می گویم خدای من نکند حق کسی را بخورم! وقتی میرم سر صحنه می گویم :شاید صد تا جوان دیگر بهترباشند، باید خیلی انرژی بگذارم نکند دارم حق آنها ها را می خورم

درآن لحظه ها که این صحنه ها را می دیدی اسطوره هایت برایت شکسته نشدند؟

چرا خیلی زیاد.

بعدش هم حتما درون قلبت احساس ندامت کردی؟

بله سعی کردم خودم به آن شکل نباشم چون دیگر برای آن ها که نمی شود کاری کرد.

چرا در تئاترکم کار بودی؟

-         درو بچگی کار کردم راستش تئاتر یک محیطی است که یک یا چند نفر جمع می شوند آنجا کاررا انجام می دهند و من یک چیزهایی دیدم در تئاتر که واقعا زده شده ام.

الان همان کسانی که سبب دلزدگی شما شده اند در تئاتر حضور دارند؟

-         بله 

چرا تو باید کنار بکشی ؟

-         من خودم تئاتر را خیلی دوست دارم اما الان یک سری که علم تئاتر دارند میایند جبهه می گیرند. تئاتر ما الان مثل خاله بازی شده است، این گروه می رود کار آن گروه را می بیند و بلعکس، هیچ جای دنیا اینجطور نیست. الان در کشورهای دیگر چندین میلیاردخرج میکنند برای یک تئاترشان ،در ایران ما چه کار می کنیم؟ مردم می آیند می خندند، دست میزنند، فکر می کنند تئاتر این است ،در صورتی که تئاتر این است.

برویم بحث سینما را ادامه بدهیم شیش و بش چطور بود بازی با ستارگانی مانند آقای گلزار و حیایی چطور بود؟

-         راستش آقای گودرزی ازدستیار گارگردان های قدیمی بود دیگر گفتند این کار هست و بیا این را بگیر.نقش من 20 دقیقه است که یک خورده هم زده شده و آقای حیایی را که من از قبل می شناختم، روزگار جوانی کار کرده بودیم باهم, آقای گلزار هم که واقعا پسر خوبی است و واقعا حقش است که سوپر استار  باشد.

نقش شما چه بود ؟

-یک پسر پولداری است که خیلی سوسول است..بعد آقای گلزار که در نقش یک کلاه بردار هستند می خواهند این را تلکه کند .

برخوردگلزارچطوراست؟

 خیلی برخورد خوبی دارند یک پسر تحصیل کرده وخوب که من قبول ندارم بعضی ها می گویند بازی ضعیفی دارد.

کجا با ایشان برخورد داشتید؟

-دو سه جا که ما را دعوت می کردند دیده بودمشان ولی دیگر اینجا اولین برخوردمان بود که صحبت کردیم روز دوم هم نظرمن رو پرسیدند راجع به فیلم ،کاری به حاشیه هایی که راجع به  ایشان هست ندارم در کل آدم با شخصیتی هستند. آدم خوب معتقد و واقعا حقش است سوپراستار باشد. خیلی زحمت می کشد، باید تشویق بشود دیگر به بالاترین رسیده است وباز هم پیشرفت دارد میکند.

یعنی شما می گویید بعضی مبالغی که می گیرند اشکال ندارد؟

نه حقش است، شاید بعضی فیلم هایی که بازی کردند ایشان خیلی شاخص نباشد اما مردم به خاطر ایشان آن فیلم رو آمدند دیدند، چرا برود در جیب تهیه کننده ،مردم وقتی آن برند رو می خرند پول برندش را می دهند.مردم به خاطر گلزار می آیند و آن فیلم را می بینند.

شما با سقف قرارداد مخالف هستید؟

من مخالف زیرابی که دارند می زنند هستم.آقای گلزار کاری کرد که رقم خیلی بازیگر های دیگر آمد بالا به جای این که تشکر کنند زیرآب می زنند وای شرم آور است.

پس بازیگر های دیگر هم بگویند ما اینقدر می خواهیم ؟

نه ،آقای گلزار ثابت کرده است  خودش را با فیلمهایی که بازی کرده است. من فیلم هایی را دیدم طرف می رود بازی میکند 4-5 میلیون فروش کرده است. گلزار میرود بازی میکند جز این که سینما فروش میایاردی می کند تمام رسانه ها می خرند، این پول باز می رود باز در جیب تهیه کننده !به نظر من جای این که یک کسی را خفه کنند باید کاری کنند که این آدم را گنده اش کنند وجهانی، می توانند کلی پول و اتفاقات خوب از کنارش در بیاورند چرا ما بازیگر جهانی نداشته باشیم !

حالا شما در کل نظرتان راجع به مبالغی که بازیگر هامی گیرند چطور است؟

ببینید با همه این هایی که گفته می شود، زندگی یک بازیگر خیلی سخت است ،مثلا اگر اقای گلزار 200 تومان بگیرد ،150تومانش خرج می شود، اگر بخواهد سوپر استار بماند باید خرج کند،حالا شما بگویید اگر پول نگیرد چگونه باید زندگی کند؟

فوتبالی هستی ؟

-اصلا ,فقط  علی دایی را  می شناسم.

 حالا نوبت عکسها رسید.اولی مربوط میشه به عکسی که روی جلد مجله بود:

مصاحبه

سلام دوستای خیلی گلم

این مصاحبه رو شیدای عزیز داد...خیلی خیلی ممنون ازت عزیزم

 

:اینم مصاحبه

خودت قصد ازدواج نداری؟

فعلا که مجرد هستم و قصد ازدواج ندارم اما وقتی تصمیم به ازدواج بگیرم نظرخانواده ام نقش مهمی در تصمیم گیری ام دارد

خودت چه قدر دنبال درس خواندن هستی؟

من الان در دانشگاه آزاد تهران مرکز ادبیات میخوانم

باتوجه به گرفتاری با ، بازیگری درس خواندن برایت سخت نیست؟

در مدرسه شاگرد خوبی بودم و رشته ام ادبیات بود الان هم سعی میکنم هر طور شده خودم را به دانشگاه و کلاس برسانم

اوقات فراغتت را بیشتر با دوستانت هستی یا با خانواده؟

هر وقت بتوانم در کنار خانواده هستم و به خانواده اهمیت میدهم.به نظرم خانواده نقش مهمی در زندگی و تربیت هر فرد دارد. هر خصوصیت مثبتی که دارم از پدر و مادرم یاد گرفته ام. یاد گرفتن احترام گذاشتن به دیگران و کنار آمدن با شرایط سخت زندگی را مدیون آنها هستم

در زندگی برای کدام خصوصیت بیشتر از همه ارزش قائلی؟

خانواده من مذهبی هستن و خودم هم با این اعتقادات بزرگ شدم اما علاوه بر آن فکرمیکنم احترام خیلی مهم است و اینکه بتوانی دیگران را خوشحال کنی

سقف آرزوهایت کجاست؟

به نظرم حد کمال برای انسان تنها وقتی است که به خدابرسد و با خدا ارتباط نزدیک برقرار کند و من هم میخواهم به اینجا برسم. در بازیگری هنوز به چیزهایی که میخواهم نرسیده ام اما سعی میکنم آنها را بدست بیاورم

در کودکی طرفدار کدام تیم بودی؟

80درصد ایرانی ها از زمان کودکی یا طرفدار پرسپولیس اند یا استقلال مگر در موارد خاص(با خنده)من "هم از بچگی استقلالی بودم"ایـــــــــول

در بازیگری پول هایی که رد و بدل میشود حرفه ای است؟

نه!مثلا ما در تیم خودمان به عشق بازیگری از صدمیلیون و دویست میلیون گذشتیم و در بازیگری ماندیم ولی بالاخره امروزه پول هم جزء بازیگری است البته در چند سال اخیر این موضوع شدیدتر شده بود و پیشکسوت ها درست میگویند که در زمان آنها از قراردادهای چند میلیونی خبری نبود و بازيگران فقط به عشق بازیگری بازی میکردند؛ اما حقیقت این است که در دنیای امروز یک بازیگرحرفه ای باید فقط به بازیگری فکر کند و هیچ راه در آمد دیگری ندارد اما رقم های دریافتی بازیگران ایرانی هم کم نیست

:درمورد این رقم ها

این رقم ها معمولا ضاهری هستن از مبلغ قراردادی 10 درصد کم میشه20 درصد مالیات داریم و همیشه 10درصد برای مدیر برنامه هاست بنابر این از کل مبلغ فقط 50 ،60 درصد برای بازیگران باقی میمونه و علاوه بر اون ممکنه اتفاقات دیگری بیفته مثل مصدومیت برای هر بازیگری پیش میاد و بازیگر مصدوم هم  در این بازی شرایط خاصی پیدا میکنه

خودت وقتی مصدوم شدی با کارگردان مشکل پیدانکردی؟

وقتی یک بازیگر مصدوم میشه دیگر اونو نمیخوان. از بین دوستام محسن افشانی یک بار این موضوع رو تجربه کرده. خود من هم همین طور من آن موقع بازیگر فیلم دیگری بودم و مبلغ قرارداد بالایی نداشتم اما بعد از مصدومیت گفتند: تورا نمیخوایم

فکر میکنم غیر از مصدومیت حاشیه هم دلیل خوبی برای افت یک بازیگر باشه

حاشیه جزئی از بازیگری است. برخی از بازیکنان اول به حاشیه میپردازند و بعد بازی! ولی به نظر من بازیگران باید شرایط خود را در نظر بگیرن و برای موفقیت هم که شده دور و بر حاشیه نرن

ما برای شهنام شهابی و خانواده محترمشان آرزوی سلامتی و موفقیت میکنیم

 

در دست انسان چیزی نیست

جزآنچه خود برای آن کوشیده است  

 

همين...اينم مصاحبه

بازم ممنون از شيداي عزيز

...تا پست بعدی يا علی 

 

دستان سبز+نمایشگاه مطبوعات

 

يك بازيگر تلويزيون گفت: اگر شبكه‌ی نمايش خانگی رقيب تلويزيون و سينما باشد، اتفاق خوبی است و باعث ارتقاي كيفی كارها می‌شود.

شهنام شهابی كه همزمان با هفدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها در غرفه‌ی خبرگزاري دانشجويان ايران حاضر شده بود، در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون ايسنا درباره‌ی سيستم پخش سريال از طريق شبكه‌ی نمايش خانگی و تاثير آن بر سينما و تلويزيون ، بيان كرد: رقابت شبكه‌ی نمايش خانگی با تلويزيون و سينما خيلی خوب است ، اما بايد يك پروسه‌ی زمانی طی شود تا مشخص شود كه چه اتفاقی می‌افتد.

وی افزود: چون تعداد رسانه‌های ما كم است ، بايد شبكه‌هايی نظير شبكه‌ی نمايش خانگی داشته باشيم.

شهابی در اين گفت‌وگو همچنين به پرسش ايسنا درباره‌ی لزوم تعامل راديو و تلويزيون پاسخ گفت. او اين رابطه را متقابل دانست و عنوان كرد: خيلی خوب است كه اين تعامل رخ دهد ، به شرط آنكه همه در آن شركت كنند.

اين بازيگر درباره‌ی برنامه‌ی راديو هفت نيز گفت: من «راديو هفت» را نديده‌ام ، ولی دوست دارم و خوب است كه عوامل راديو در تلويزيون هم حضور داشته باشند.

شهنام شهابی در پايان درباره‌ی آخرين كارهايی كه در آن‌ها ايفای نقش كرده است، بيان كرد: آخرين كاری كه در آن بازي كردم سريال «دستان سبز» به كارگردانی قدرت‌الله صلح ميرزايی است و هم‌چنين اگر خدا بخواهد تا يك ماه ديگر يك تله‌فيلم می سازم كه هنوز مراحل آن تكميل نشده و به توافق‌های صددرصدی نرسيده‌ايم....

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و سریال دستان سبز:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن۱: باز هم متشکر از پرتو عزیزم به خاطر همه ی کمک هایی که به من می کنه...مرسی عزیزم...

 

مصاحبه در سینمای امروز

سلام دوستان

خوبین؟اینم مصاحبه ای که در مجله ی سینمای امروز بود...

ممنون از سارا جون بابت مصاحبه...

 

جوان یاغی وسرکش سریال تاوان ذاتا یک جوان محجوب و مهربان و بسیار دوست داشتنی است. شهنام شهابی که از دوران کودکی و نوجوانی به بازیگری روی آورده ، حالا به یک بازیگر پخته تبدیل شده که البته برای مخاطب نیز بسیارمحبوب است. شهنام علاوه بر موفقیت هایش در عرصه بازیگری در تحصیل نیز بسیار موفق بوده و همچنین در عرصه موسیقی نیز فعالیت می کند و به زودی آلبوم وی روانه بازار خواهد شد.

میریم که داشته باشیم یه مصاحبه: برای شروع مصاحبه  بگو که بعد از تاوان اوضاع کاری براتون چطور بود و همینطور عکس العمل مردم:

سریال تاوان بیش از هرچیز فیلم نامه بسیار خوبی داشت و به خوبی به تمام شخصیت های قصه پرداخته بود در ابتدا متن کامل در اختیار بازیگران قرار نگرفته بود اما آرش برهانی به حدی زیبا نوشته بود که من را به شدت جذب کرد. وقتی بازی در نقش هومن به من پیشنهاد شد میدونستم که قراره نقش پسری رو بازی کنم که فاصله سنی زیادی با من داره و انتخاب من برای این نقش بیشتر به دلیل فرم چهره ام بود که کوچکتر از سن واقعی خودم نشان میدهد و با نظر کارگردان کار شهرام شاه حسینی ، و طی صحبت هایی که قبل از شروع کار داشتیم در نهایت برای این نقش انتخاب شدم. از کلیت کار راضی ام هرچند در حین کاردست من شکست و در بعضی سکانس ها مجبور بودم دستم را در جیبم بگذارم وخب طبیعتا همین مسائل تمرکز بازیگر را کم میکنه ولی خدا رو شکر سریال تاوان از هر نظر کار خوبی بود و از جمله کارهایی بود که هم مردم از آن راضی بودند که این رو از عکس العملشان میشد کاملا فهمید و هم نقد هایی که از کار میشد نشان از رضایت داشت. به لحاظ کاری هم واقعا خوب بود چون بعد از تاوان بیشنهاد بازی در چند تله فیلم ، 2سریال و 2 فیلم سینمایی رو داشتم که در نهایت از میان انها سریال دستان سبز به کارگردانی صلح میرزایی را انتخاب کردم. در واقع سعی کردم با وسواس بیشتری انتخاب کنم تا اتفاق خوبی برام بیفتد و دوست دارم کمی آهسته تر پیش برم و کارهای بهتری رو قبول کنم.

در سریال آقای صلح میرزایی چه جذابیتی وجود داشت که بازی در آن را بذیرفتید؟

این کار یه کار اجتماعی است که خانم شریعتی نویسنده آن هستند و از کلیت کار واقعا خوشم اومد. آقای صلح میرزایی هم ، کارگردان با درایت ، ظریف بین و خوبی هستند و این افتخار را داشتم تا بار دیگر در فیلمی به کارگردانی ایشان حضور داشته باشم چون ۷، ۸ سال پیش با ایشان در فیلم "بی توتنهایم"
کار کرده بودم.

کمی بیشتر از نقش و داستان سریال بگید؟

داستان درباره یک خانواده 4 نفره است که من نقش پسر بزرگ خانواده رو بازی میکنم. اقای عبدالرضا اکبری و خانم فریبا کوثری نقش پدر و مادر خانواده و محسن افشانی هم نقش برادر کوچیک منو بازی میکنه که قهرمان المپیاد است. اما نقشی که در این فیلم دارم یک جوان کاملا مثبت است که درگیر یه رابطه عاطفی میشه و بعد از اینکه دانشگاه قبول میشه باید به شهرستان بره که اتفاقی می افته و کل خانواده رو در گیر میکنه.

پس با این تفاسیر با نقشتان در تاوان کاملا متفاوته؟

بله کاملا از هم متفاوتند. در واقع اگر در تاوان نقش یک جوان خاکستری و نسبتا منفی رو بازی میکردم ، در این سریال نقشم کاملا مثبت ، یک جوان مهربان و خانواده دوست که در واقع علاوه بر اینکه خودش مثبت است به دیگران هم انرزی مثبت میده و خانواده حساب وی‍ژه ای روش باز میکنن و با تاوان خیلی متفاوته.

چقدر اون وسواسی که راجع بهش صحبت کردید در این انتخاب متفاوت نقش داشته؟

قطعا بی تاثیر نبوده. واقعا دوست داشتم این تفاوت ایجاد بشه چرا که این نقش به هیچ وجه تیپ نیست و من هم سعی کردم تمام تلاش خودم رو بکنم تا این تفاوت در بازی نیز احساس بشه و خدا رو شکر میکنم که این نقش کاملا متفاوت با کارهای قبلی منه. به دلیل اینکه در چند کار اخیرم دائما نقشهای خاکستری و نسبتا منفی رو داشتم و این باعث می شد که نگاه مردم نسبت به من و نقشهای من نگاهی تکراری بشه و از این بابت این تفاوت رو دوست داشتم چون میخواستم بیننده هم این تفاوت رو حس کنه.

نکته ای که وجود داره اینه که اقای صلح میرزایی ، به کارگردانی بسیار موفق در آثار کمدی سینمایی مشهور شده. کار کردن با ایشان چطور بود؟

البته ایشان به هیچ وجه فقط کارگردان فیلم های طنز نبودند. حداقل از زمانی که من ایشون رو میشناشم و با ایشون فیلم بی تو تنهایم را کار کرده بودم. ایشون کارهای اجتماعی و خانوادگی خوبی رو می ساختند و اخیرا به ساخت چند فیلم کمدی هم برداختند که اتفاقا در آن ها هم موفق بودند و این نشان می ده که ایشون کارگردان کار بلدی هستند و توانایی ساخت فیلم در ژانرهای مختلف رو دارند.

مضمون این سریال طنز است؟

ببینید حالت طنز نداره و در واقع شبیه ساختار کارهای کمدی سینمایی ایشان نیست ولی در کل شخصیت ها اکثرا شیرینی خاص خودشون رو دارند و کمتر شخصیت های خشک و سرد در این کار دیده میشه ضمن اینکه گاهی صحنه های کمدی هم ممکن است در کار دیده بشه ولی کلیت کار طنز نیست.

شهنام شهابی بعد از سال ها کار کردن که از دوران نوجوانی تا کنون بوده است حالا برای انتخاب یک نقش چه فاکتور هایی رو در نظر میگیره؟

خب راستش رو بخواهید بعد از تاوان و نقد های مثبتی که نسبت به بازی من شد یک مقدار سعی کردم در انتخاب هایم بهتر با فکر بیشتر و وسواس بیشتر عمل کنم. چون معتقدم اگر فردی بخواهد بازیگری رو به عنوان حرفه خود بپذیرد ، نه به عنوان یک تجارت و منبع درآمد ، قطعا باید خودش هم از کارهایی که بازی میکنه لذت ببره و راضی باشه. من در دوران نوجوانی انتخاب های اشتباهی داشتم و بعضا در فیلم ها ونقش های بدی بازی کردم ولی احساس میکنم این اتفاق باید می افتاد چرا که تجربه کافی رو نداشتم ولی حالا حس میکنم که باید انتخاب های بهتری داشته باشم. در چند وقت اخیر پیشنهادهای زیاد و خوبی رو داشتم که حتی بعضی از آن ها به لحاظ مالی هم بسیار خوب بودند ولی دوست نداشتم که دائم از شبکه های مختلف کارهای من بخش بشه بلکه دوست داشتم نقشی رو بازی کنم که در وهله اول خودم آن را دوست داشته باشم و با اون ارتباط بر قرار کنم و سپس بیننده از اون خوشش بیاد. دوست دارم از حالا به بعد که گوی و میدان دست خودم است در کارهایی بازی کنم که همواره دوست داشتم در آنها حضور داشته باشم و از بازیگری ام آن چیزی رو نشان بدهم که همیشه منتظرش بودم. واقعا بعضی فیلم هایی که پیشنهاد میشه متن های ضعیفی داره و نقش ها بسیار سطحی و بی هویت و بی محتواست اولین چیزی که برای انتخاب یک کار برایم مهم است نقش خوب است اینکه چقدر این نقش طول و عرض داشته باشه و نقش چندم فیلم باشه واقعا مهم نیست مهم اینه که تاثیر خودش رو در فیلم نامه و در ذهن مخاطب داشته باشه و در داستان مفید باشد و آدم بتونه روی آن کار کند فیلم نامه و کارگردان خوب هم که جای خود دارند زمانی که شما یک فیلم نامه خوب داشته باشید و یک نقش خوب هم به شما پیشنهاد شود و یک کارگردان خوب کار رو کارگردانی کند قطعا یک کار فوق العاده میشه ولی معمولا تمام این فاکتور های خوب در یک کار جمع نمی شوند!

تصور میکنم حضور در مقابل دوربین اون هم از کودکی به نوعی تجربه خوبی در بازیگری است که کمتر بازیگری در چنین موقعیتی قرار داشته تجربیات شما از بازیگری تا چه حد به پیشرفت در نحوه پرداخت شخصیت هایی که برای بازیگری به شما بیشنهاد میشه تاثیر گذار است؟

من در دانشگاه ادبیات نمایشی خواندم و به جرات میتونم بگم تمام سال های تحصیلم به اندازه سالهایی که مقابل دوربین و از کارگردان ها و بازیگرها یاد گرفتم در آموخته هایم تاثیر نداشته است من بازی های بازیگران را می بینم و آن ها رو تجزیه و تحلیل میکنم و هرجا که احساس کنم بازیگر خطایی را انجام داده آن رو انجام نمی دم من احساس می کنم حتی به مرور جنس بازی ها در حال عوض شدن است و ذهنیت من درباره بازیگری سمت وسوی دیگری گرفته است. شاید سالها بیش وقتی مقابل دوربین می رفتم تعریفم از بازی کردن خشم ، گرد کردن چشم ها و ابرو بالا انداختن بود. اما حداقل الان سعی میکنم بازی منعطف تر و ظریف تری را به نمایش بگذارم و تمام تلاشم را برای بهتر شدن بازی و رسیدن به فرم ایده آلی که مد نظرم است انجام دهم.

از آلبومتون چه خبر بالاخره چه زمانی وارد بازار میشه؟

شدیدا در حال کار کردن روی آن هستم. 4 اهنگ به صورت کامل آماده شده است و 2 آهنگ دیگر هم به زودی کامل میشه. 5 کار دیگر هم خواندم که در مرحله دریافت مجوز هستند اما خب یه مقداری هم درگیری من برای بازی در سریال تاوان و حالا هم دستان سبز باعث شده است تا نتوانم تمام وقت به کارهای آلبومم بپردازم. ضمن اینکه دوست ندارم مردم فکر کنند جون بازیگر هستم میخواهم از اسم خود برای فروش آلبوم یا دیده شدن آن کمک بگیرم حتی فکر کردم آلبومم را با اسم دیگری روانه بازار کنم و همیشه به دنبال این تفاوت هستم. چهار سال که دارم روی آلبوم کار میکنم و ترانه هایی که برای خواندن انتخاب کردم بسیار متفاوت است و کل آلبوم سبک جدیدی داره که امیدوارم به زودی بتونم البومم رو به انجام برسونم.

و بالاخره حرف آخر :

امیدوارم برای سینما و تلویزیون مفید باشم و تا زمانی که مفید هستم در این عرصه باقی بمانم و نمی خواهم مانند برخی بازیگران که هیچ فایده ای در این عرصه ندارند به زور خودم رو در این حرفه نگه دارم.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینم از پست امروز...

تا پستای بعد یا علی...

شهنام شهابی و مجله ی آشپزی خانواده سبز!

سلام دوستای گل...

برای کیفیت بد عکس ها شرمنده...نتونستم اسکن کنم...

 

شهنام شهابی و مجله ی آشپزی خانواده ی سبز

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فیزیک بدنی مناسب ، تغذیه سالم

در این شماره آشپزی خانواده ی سبز شهنام شهابی بازیگر تئاتر و تلویزیون مهمان گروه غذایی نیک‌فود و مجله ما بود و قرار شد برای ما یک خوراک قزل‌آلای خوشمزه درست کند. شهنام شهابی متولد ۱۷/۲/۱۳۶۱ تهران است. از سن هشت سالگی هنر بازیگری را با یک کار کوتاه به کارگردانی کیانوش عیاری آغاز کرد و در فیلم های شاخ گاو ، ابراهیم ، آقای رئیس حمهور و ... ایفای نقش نموده است و در سریال های تلویزیونی خانه ای در تاریکی ، بازگشت به خانه ، زیر گنبد کبود ، روزگار جوانی ، لبه ی تاریکی ، تاوان و ... نیز بازی های درخشان و به یاد ماندنی از خودش به جای گذاشته است . او در حال بازی در سریال دستان سبز است که به زودی از تلویزیون پخش می شود. شهابی علاوه بر کار بازیگری به خوانندگی نیز به صورت حرفه ای نگاه تازه ای داشت و چند کار آماده ی ضبط دارد.

شهابی در مورد بازیگری می گوید همیشه برای بازیگر شدن وقت هست هیچوقت دیر نمی شود ، مهم این است که در هر سنی ابتدا در این مورد تحصیل و تمرین مفید داشته باشیم تا بتوانیم هر نقشی را به بهترین نحو ایفا کنیم.

او نقش های خود را در مجموعه تلویزیونی تاوان و خانه ای در تاریکی از همه بیشتر دوست دارد. این جوان با استعداد تجربه ی خوبی در زمینه ی بازیگری کسب کرده و توانسته به عنوان یکی از بازیگران محبوب و برجسته کشورمان مطرح شود. برایش آرزوی موفقیت روز افزون داریم .

اما از او در خصوص رابطه تغذیه و بازیگری پرسیدیم که می گوید: داشتن فیزیک مناسب در بازیگری یک امتیاز محسوب می شود و تغزیه در این مورد رابطه ی مستقیم دارد و من در رژیم غذایی خود سعی دارم از غذاهای بسیار چرب پرهیز کنم و همیشه وزن خود را در حد ایده‌آل نگه دارم.

شهابی می گوید که رابطه ی خوبی با آشپزی دارد و گاهی در آشپزخانه آشپزی می کند . او سعی دارد در آشپزی مثل هنر بازیگری مهارت داشته باشد.  از او در مورد غذای مورد علاقه اش پرسیدیم که می گوید : من همه ی غذا ها را دوست دارم اما عاشق قرمه سبزی و ماکارنی هستم.

هنرمند ما با علاقه و هیجان لباس آشپز ها را پوشید و دست به کار شد.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و این عکس در مجله ی همشهری جوان چاپ شده بود...

 

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

اینم از این پست...امیدوارم خوشتون اومده باشه...

تابعد. شاد باشین...

یا علی...

مصاحبه + عـــکس

 سلام...

امروز هم یک مصاحبه ی دیگه از شهنام شهابی میذارم...

بازم خیلی خیلی ممنون از پرستو جون...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شهنام شهابی جزو بازیگراینی محسوب میشود که این حرفه خودش به سراغ او رفته است، می پرسید چرا ؟

خب او زمانی که یک پسر بچه 8 ساله بود و حتی در خیال پردازی هایش هم به حرفه بازیگری و حضور جلوی دوربین فکر نمی کرد ، توسط کیانوش عیاری کشف شد و وارد این عرصه شد . او پله های ترقی را یکی یکی پیمود و این روزها به یک ستاره تلویزیونی تبدیل شده است . پخش سریال تاوان با بازی متفاوت او در یک نقش خاکستری از او یک بازیگر متفاوت ساخته است . به همین بهانه با او گفتگوی مفصلی انجام دادیم که خواندش خالی از لطف نیست .

شهنام شهابی بازیگر سریال تاوان :

تاوان ایده آل من بود

شما جزو بازیگرانی محسوب می شوید که از دوران کودکی وارد این حرفه شدید ، اصلا چه اتفاقی افتاد که به بازیگری روی آوردید؟

ورود من به این حرفه کاملا اتفاقی بود من آن زمان یک پسر بچه ی 8 ساله بودم و به اتفاق خانواده آمده بودیم خیابان که آقای عیاری مرا دید و از من خواست در فیلمش با نام دلپذیر بازی کنم . بعد از آن هم در در اثر دیگری به نام شاخ گاو مجددا به کارگردانی خود ایشان حضور داشتم . این دو اثر بهانه ای بود برای ورود من به این عرصه .

 البته آن زمان خیلی کم سن و سال بودید و با این وجود در آن هنگام درک درستی از بازیگری داشتید منظورم این است که به آن علاقه مند شده بودید و اینده ای برای خودتان متصور بودید یا ... ؟

همانطور که خودتان هم اشاره کردید من آن موقع آنقدر کم سن و سال بودم که زمانی که اقای عیاری پیشنهاد بازیگری به من دادند ، اصلا درک درستی از این حرفه نداشتم و شناخت خوبی هم از سینما نداشتم و اما خب رفته رفته پی به چند و چون آن بردم و با گذر زمان به آن علاقه مند شدم و دوست داشتم که آن را ادامه بدهم . یک جورایی سرنوشت من از دوران کودکی با این حرفه گره خورده بود .

برای یک بچه تحمل کار با آن حجم بالا و سختی هایی که در آن وجود داشت سخت نبود ؟

بالاخره کار ما یه سری سختی هایی دارد که گاهی برای آدم بزرگ ها سخت استچه برسد به یک بچه ... ولی خب چیزی که تو اون مقطع باعث میشد سختی ها رو تحمل کنم این بود که من مجبور نبودم مثل بچه های عادی هرروز به مدرسه بروم و به بهانه رفتن به سر فیلمبرداری می توانستم غیبت موجه داشته باشم ! ولی خب پدر و مادرم روی درسهایم به شدت حساس بودند به همین خاطر برای این که دل آنها را بدست بیاورم و انها اجازه بدهند که به بازیگری ادامحه دهم به توضیحات درسی معلم خصوصی ام با دقت گوش می دادم ، به همین خاطر همیشه جزو شاگرهای درسخوان محسوب میشدم . 

 اولین باری که طعم شهرت را احساس کردی و متوجه نگاه های توام با کنجکاوانه مردم شدید چه زمانی بود ؟

شاید جون من از دوران کودکی وارد این حرفه شدم به همین خاطر در هر مقطعی یک جور طعم دیده شدن را چشیدم و شدت و ضعف آن هم متفاوت بوده است و در بعضی موارد بسته به اون فیلم یا سریالی که از من پخش می شد . اما خب در زمان پخش سریال این زمینی ها ... ، جوانی ، لبه تاریکی ، خانه در تاریکی و خب الان هم تاوان بیشتر ازهر زمان دیگری دیده می شدم

سریال تاوان با بازی شما پخش شد کمی راجع به این سریال صحبت کنید چی شد که به این مجموعه پیوستید ؟

من توسط برزو نیک نژاد به این پروژه معرفی شدم . وقتی که فیلم نامه را خواندم حسابی از آن خوشم آمد . همه ارکان اعم از قصه تا شخصیت پردازی و پرداخت کاراکتر ها و همه چیز درست سر جایش قرار گرفته بود . آن زمان متوجه شدم که آقای شاه حسینی برای پیدا کردن نقش هومن از خیلی ها تست گرفته بود اما هیچ کدام به دلش ننشسته بود اما بعداز آن که از من تست گرفت گفت : آن ایده آلی که من از هومن در نظر گرفته بودم شباهت های زیادی با تو دارد و این طور شد که من به این مجموعه پیوستم .

شخصیت هومن پیچیدگی های زیادی دارد ، نه سیاه است نه سفید ... ؟!

این خواست خودمان بود نمی خواستیم کاراکتر هومن صرفا سیاه باشد و او کسی نبود که بالفطره آدم بدی باشد ، او به خاطر اتفاقاتی که برایش در گذشته افتاده بود ناخودآگاه به سمت مسیرهایی می رود . به همین خاطر ما نمی خواستیم ذهن مخاطب را صرفا منفی بکنیم ، می خواستیم بیننده در بعضی از شرایط موقعیتش را درک کند و بداند او در اثر گذشته اش دست به اتفاقات عجیب و غریبی می زند ما می خواستیم نقش خاکستری باشد و به همین خاطر رگه هایی از مثبت را در آن گذاشتیم .

سریال کلا کار اکتی است و بازیگران باید از قدرت بدنی خوبی برخوردار می بودند ؟

همین طور است ، اکثر بازیگران به ویژه آنهایی که ایفاگر نقش های اصلی بودند باید از آمادگی بدنی برخوردار می بودند ، چرا که سکانس ها به گونه ای بود که لازم بود نسبت به سایر کارها از تحرک بدنی بیشتری برخوردار می بودیم . انصافا بچه ها هم از دل و جانشان مایه گذاشتند و با تمام توانشان در خدمت کار بودند . اوایل سریال باید از یک ارتفاع نسبتا بلندی می پریدم وقتی پریدم دستم از سه نقطه شکست و آن آخی که در آن سکانس گفتم واقعا واقعی بود و در اثر شکستن دستم بود تا پایان فیلم مجبور شدم دستم را بدون این که خللی در بازی ام ایجاد کند حمل کنم . گاهی وقتا از شدت درد تمرکزم را از دست می دادم اما آنقدر تلاش می کردم تا به آن درد غلبه نم و تن به عمل جراحی ندهم و فقط به یک چیز فکر کنم آن هم ارائه یک بازی خوب و یکدست بود .

ارائه یک نقش خاکستری به مراتب سخت تر از بازی یک نقش مثبت یا متفی است ؟

بله حق با شماست . بازی کردن در یک نقش خاکستری مثل راه رفتن روی یک لبه تیغ است چون ممکن است با یک لغزش کوچک تمام زحمات را بر باد بدهید . بازیگر باید جانب احتیاط را نگهدارد که نقش مثبت و یا منفی نشود ... و خب رعایت کردن همه آنها در طول کار چندان ساده نیست .

بعد از پخش سریال تاوان چقدر به ایده آلتان نزدیک بود ؟

خوشبختانه این سریال جزو کارهایی بود که بین فیلم نامه و آثار ساخته شده آن تفاوت زیادی وجود داشت و اثر به آن پختگی و جذابیتی که در فیلمنامه نگاشته شده بود ، در آمد . کلا همه عوامل برای این سریال زحمت کشیدند و کاری هم که دلی باشد مطمئنا به دل مخاطب می نشیند .

  به نقش هومن چطور رسیدید ؟

خب قبل از شروع کار من چندین بار فیلمنامه را خواندم و روی نقش هومن و موقعیت هایی که براش اتفاق می افتد حسابی زوم کردم و اتودهای مختلفی را از این کاراکتر پیش خودم زدم . بعد هم طی جلساتی که قبل از شروع کر با آقای شاه حسینی داشتم دقیقا تفهیم شدم که هومن دارای چه گذشته ای است ، هدفش چیست ، چطور فکر می کند و نگاهش به پیرامونش چگونه است با این توضیحات و دست آورد های خودم به هومن رسیدم .

 از بین نقش هایی که تا کنون ایفا کردید کدام یک را بیشتر از سایرین دوست دارید ؟

دید من در هر مقطعی بنا به ذائقه و سلیقه ام راجع به نقش هایی که بازی کردم فرق می کند . در هر مقطعی یک نقشی رابیشتر دوست دارم ، در حال حاضر هم به شدت کاراکتر هومن را دوست دارم .

خانواده تان از بازی هایتان انتقاد می کنند ؟

خانواده به شدت پیگیر کارهای من هستند و با دقت خاصی کارهایم را دنبال می کنند گهگاهی هم از من انتقاد می کنند اما سعی می کنند در انتقادهایشان هم هوای من را داشته باشند و خیلی به من سخت نگیرند ( با خنده )

 ملاکتان برای انتخاب نقش چیست ؟

قصه خوب ، یعنی کار از یک فیلمنامه قوی برخوردار باشد و کارگردان خوبی هم داشته باشد اگر این دو عنصر د کار رعایت شده باشد حتما ان کار را می پذیرم .

کار با شهرام شاه حسینی چطور بود ؟

خیلی خوب بود ایشان اشراف کاملی را نسیت به کار داشتند و دقفیقا می دانستند که چه می خواهند به همین خاطر مهره ها را درست سر جای خودشان چیدند بازیگر ها را راحت تر هدایت می کردند در هر حال ایشان برای این کار حسابی زحمت کشیدند و فکر می کنم مزد تلاششان را هم دریافت کردند .

در طول کار رابطتان با دیگر بازیگر ها و عوامل چطور بود ارتباط صمیمانه ای بینتان برقرار بود یا صرفا یک رابطه کاری ؟

نه خوشبختانه رابطه ای که بین عوامل وجود داشت بسیار خوب و صمیمانه بود و جو دوستانه ای در پشت صحنه کار حاکم بود . همه بچه ها با هم دوست بودند با همه وجودشان برای کار مایه می گذاشنتد و در میان بازیگر ها هم رابطه بسیار صمیمانه ای وجود داشت و من رابطه بسیار خوبی را با مهران رنجبر ، رضا رویگری ، پژمان بازغی و همه عوام فیلمبردار و تهیه و کننده و کار گردان داشتم .

 از بین بازیگران بازی کدام بازیگر را بیشتر می پسندید ؟

خب یک سری بازیگر وجود دارد که به اعتقاد اکثر ما جزو اسطوره های این عرصه محسوب میشوند اگر از آنها فاکتور بگیرم در بین جوان تر ها بازی محمدرضا فروتن را خیلی دوست دارم .

از این که در این گفتگو شرکت کردید ممنونیم .

من هم از شما ممنونم ، گفتگوی خوب و متفاوتی بود .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و فیلم یک تیر و دو نشان با بازی شهنام شهابی آماده پخش است و به زودی پخش خواهد شد...

داستان فیلم درباره داود ترابی مهندس شركت نفت است كه در پالایشگاه آبادان مشغول به كار است. او به دلیل مشغله كاری زیاد و انجام پروژه‌ای ملی از خانواده دور افتاده و مناسباتش با همسر و فرزندانش دچار بحران شده است. او برای رفع بحران به همراه خانواده‌اش اقدام به سفر می‌كند كه در طول مسیر اتفاقاتی برایش رخ می‌دهد...

عکس از فیلم:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینم از این پست...

امیدوارم خوشتون اومده باشه...

تا آپ بعد

یا علی...

مصاحبه با شهنام شهابی

سلام...

اینم یه مصاحبه با شهنام شهابی عزیز...امیدوارم خوشتون بیاد...

و خیلی ممنون از پرستو جان...

 

شهنام شهابی خودش رو چگونه معرفی می کنه ؟

 متولد 1361/2/17 ، لیسانس نمایش ، دو خواهر و یک برادر دارم ، پدرم دکتر دندانپزشک است ومادرم خانه دار ...

شهنام شهابی کسی است که از سن 8 سالگی وارد کار بازی شده و پله پله سختی کشیده و خداکمکش کرده ... آدم خجالتی و یکمی هم مهربونه ....

 چه چیز بازیگری تو رو به طرف خودش جذب کرد ؟

از سن 8 سالگی که وارد این کار شدم آن زرق و برقش و برای فرار از مدرسه و بعد کمی که بزرگتر شدم دوست داشتم مردم مرابشناسند .

8 سالگی در چه فیلمی بازی کردی ؟

شاخ گاو به کارگردانی کیانوش عیاری .

 چه قدر در کارت وسواس داری ؟

خیلی زیاد ، وقتی میدیدم کسانی که همسن و سال من هستند در مقطعی فید میشوند و من در همان زمان چند کار انجام دادم که خیلی جواب داد و بعد خیلی کار بهم خورد و بعدش چند سالی کار نکردم .

 چرا کار نکردی ؟

گفتم چهره ام عوض میشود و برمی گردم . دنبال یه کار خوب بودم .

 تا به حال شده از کارت خسته شوی ؟

کارم رو همیشه دوست داشتم .

سخت ترین کار زندگیت ؟

رفتن به دندانپزشکی !

یکی از خوش شانسی هات ؟

داشتن پدر و مادر خیلی خوب که همیشه کمکم کردند !

 خصوصیت اخلاقیت ؟

خجالتیم !

 چه طور برای نقش هومن در سریال تاوان انتخاب شدی ؟

واقعا برای این نقش خیلی وسواس داشتم . آقای برزو نیک نژاد مرا به شهرام شاه حسینی معرفی کردند و ایشان مرا دیدند و انتخاب شدم و متن را خواندم و خیلی راضی بودم

 از چه چیز نقش خوشت اومد که قبولش کردی ؟

به نظرم قصه کار قصه خوبی بود وقتی متن را خواندم فرق می کرد آن موقع طرح کلی بود و از طرح خیلی خوشم امد

 چه قدر شخصیت شهنام به هومن نزدیک است ؟

هر شخصیتی که آدم کار می کند قاطی اون شخصیتی که می خواهد بازی کند می شود ... هومن معتاد است ولی من نیستم .

 کدام سکانس را بیش تر دوست داشتی ؟

یک سری از سکانس ها را دوست داشتم . در یکی از سکانس هایی که با رضا رویگری داشتم و می خواستم از پنجره بیرون بپرم و همان جا بیرون می پرم و دستم آسیب می بیند و اون آخی که گفتم از ته دلم بود و آنجا باعث شد در یک سری از سکانس ها با دست آسیب دیده باشم . دوست داشتم صحنه های قبرستان و بازجویی را خوب ایفا می کردم ولی متاسفانه کمرم و دستم خیلی اذیتم می کرد .

 بازیگر مقابل چه قدر برایت مهم است ؟

بازیگر مقابل خیلی مهم است و خیلی تاثیر دارد

 وقتی می خواهی نقشی را انتخاب کنی فیلنامه برایت مهم است یا کارگردان ؟

هردوی آنها خیلی مهم است ولی در سینمای ما هر دوی آنها کنار هم قرار ندارند ، بستگی به ان دارد که یک موقع فیلمنامه خوب است یک کارگردان متوسطی می آید و کار می کند . اگر فیلمنامه خیلی خوب باشد صد در صد کار خوب می شود ولی اگر فیلمنامه ضعیف باشد یک کارگردان خوب هم کار کند شاید بتواند خوب کار کند .

 اگر جای هومن بودی آن کارها را انجام می دادی ؟

هومن پسری است که ذات خوبی دارد ولی در شرایط بدی بزرگ شده است و اینکه الگوی خوبی ندارد و نمی داند چه کار کندو به سمت چی برود به خاطر همین نمی داند دنبال چیست و کسانی که الگویش هستند آدم های درستی نیستند .

 وقتی برای اولین بار جلوی دوربین رفتی چه حسی داشتی ؟

در سن 8 سالگی کمی خجالت می کشیدم و اعصابم خورد میشد که اصطلاحاتی که به کار می بند یعنی چه ؟ یک بار گفتند کلوزآپش و ببندید منم به خودم گفتم کجام رو می خواهند ببندند؟

 در سریال تاوان با صدای خودت خواندی ؟ چه شد که کار موسیقی کردی و به سمت خوانندگی رفتی ؟

من در عرصه رادیو هم کار کرده ام ، 4 سال پیش یکی از دوستانم به من پیشنهاد خوانندگی داد و گفتم من از خوانندگی چیزی نمی دانم ولی رفتم و یه کاری را خواندم و استقبال خوبی از آن شد چند کار پشت سر هم کار کردم و درگیر موسیقی شدم ، شهرام شاه حسینی کار مرا دید و گفت : تو این کار هومن خواننده اس خودت بخون !

 چه وقت موسیقی ما به فالش شنیدن نزدیک میشود ؟

من خودم سعی می کنم موسیقی بد گوش ندهم اتفاق بدی که در جامعه ما افتاده است هرکسی بدون هیچ تجربه ای و اطلاعاتی میاد و کاری را انجام می دهد . گوش مردم به بد شنیدن عادت کرده است و این خیلی برای موسیقی ما بد است .

 ساز تخصصی ات چیست ؟

کیبورد .

 گوش خراش ترین ساز زندگیت ؟

گیتار الکتریکی

 چه قدر کار موسیقی به تو آرامش می دهد ؟

تمام زندگی من موسیقی است

 دوست داری با کدام کارگردان که کار نکردی کار کنی ؟

عباس کیارستمی و بهرام بیضایی !

 در حال حاضر مشغول چه کاری هستی ؟

یک کار سینمایی را به پایان رساندم .

 اگر بگویند دیگر حق نداری کار کنی چه عکس العملی نشان خواهی داد ؟

گریه می کنم !

چرا ؟

چون در این سالها بودم و به آن عادت کردم و با آن زندگی کردم .

 حرف آخر ؟

امیدوارم مخاطبان به ویژه جوانان از دیدن این سریال راضی باشند و قول می دهم تا مردم دوستم داشته باشند و مرا بخواهند کار کنم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امیدوارم خوشتون اومده باشه...تو آپ بعد چند تا عکس از سریال تاوان رو می ذارم...

منتظر باشید...

یا علی...

جدیدترین گفتگوی شهنام شهابی

 


آهسته و آرام در دنیای بازیگری
وقتی با او قرار مصاحبه را هماهنگ می‌كنم انتظار دارم فردی به تحریریه روزنامه بیاید كه كمی از ویژگی‌های جسورانه هومن سریال تاوان را در وجودش داشته باشد. اما با پسر جوانی مواجه می‌شوم كه بیش از حد خنده‌رو و خونگرم است و از زمین تا آسمان با هومن تفاوت دارد.
 
او خودش تاكید می‌كند كه هیچ شباهتی با هومن ندارد. شهنام شهابی می‌گوید: هومن خیلی پر جنب و جوش است، من خودم بیشتر خجالتی و آرامم. او بازی در سینما را با فیلم «شاخ گاو» به كارگردانی كیانوش عیاری آغاز كرده است. سریال‌های سایه‌ای در تاریكی (ابراهیم جوادخانی)، لبه تاریكی و‌ جوانی (سعید سلطانی) و فیلم‌های از كنار هم می‌گذریم، ابراهیم و تعطیلات تابستانی از جمله كارهایی هستند كه شهابی در آنها نقش آفرینی كرده است.
شهنام شهابی متولد سال 1361 است و مدرك كارشناسی ادبیات نمایشی دارد. با او به بهانه ایفای نقشش در سریال تاوان هم‌صحبت شدیم.


شنیده‌ام در سنین كودكی كیانوش عیاری برای بازی در یكی از كارهایش شما را انتخاب كرده. درست است؟
بله. زمانی كه 8 ساله بودم داشتم با دوچرخه سر كوچه بازی می‌كردم. آقای عیاری من را اتفاقی دید و خوشش آمد. رفت و با پدر و مادرم صحبت كرد. من اصلا نمی‌دانستم بازیگری یعنی چی! پدرم اولش با این كه من بازی كنم مخالف بود. می‌گفت از درس‌هایت عقب می‌افتی. اسم فیلم كوتاهی كه من در آن بازی كردم «دلپذیر» بود.


شاخ گاو را بعد از دلپذیر بازی كردی؟
قرار بود نقش اول را در شاخ گاو بازی كنم. اما پدر و مادرم نگذاشتند. به خاطر ‌شاخ گاو‌، ‌ 8 ماه مدرسه نرفتم. با این كه من بچه بودم و هیچ چیز از سینما نمی‌فهمیدم كیانوش عیاری خوب من را راهنمایی می‌كرد. او خیلی خوب از بازیگرانش بازی می‌گیرد. من آن موقع عشق و علاقه‌ای به بازیگری نداشتم. بیشتر به دامپزشكی و دنیای حیوانات علاقه داشتم.


پس چطور شد كه بعدها بازیگری را به عنوان شغل انتخاب كردی؟
وقتی چند تا كار بازی كردم در یك مسیری افتادم. یكدفعه دیدم هیچ كار دیگری به جز بازیگری بلد نیستم. از لحاظ زمانی و فكری درگیر این كار شده بودم.


از 8 سالگی تا الان در تعداد انگشت شماری فیلم و سریال بازی كرده‌ای. چند تا هم تله فیلم داشته‌ای. چرا تعداد كارهایت اینقدر كم است؟
من 4 سال سر كار نرفتم. با این كه به من خیلی فیلم پیشنهاد شد. یعنی درست بعد از سریال طنز این زمینی‌ها چند سال بازی نكردم. برای فیلم ابراهیم‌ در جشنواره چهاردهم فیلم فجر از بازی من تقدیر كردند. جشنواره جیفونیه ایتالیا هم به من لوح تقدیر داد. آن زمان پیشنهادهایم زیاد شد.
می‌ترسیدم مثل بازیگرانی باشم كه از رده خارج می‌شوند. خیلی ترس داشتم. چون تمام هم سن و سالان من وقتی به نوجوانی رسیدند دیگر بازی نمی‌كردند. دوست داشتم یك كاری باشد كه بازی‌ام به چشم بیاید.


خودت از تجربه بازی در سریال تاوان چقدر راضی هستی؟
تاوان به خاطر پخشش یك مقدار لطمه خورد. اولا كه پخش سریال با جام جهانی همزمان شد. ضمن این كه تابستان فصل خوبی برای سریال‌ها نیست. ساعت 9 شب تازه هوا تاریك می‌شود و خنك، مردم دوست دارند از خانه بیرون بروند. اما وقتی متن تاوان را می‌خواندم خیلی ازش خوشم آمد.


عوامل گروه در انتخاب بازیگر نقش هومن چه معیارهایی داشتند؟
كارگردان دنبال كسی می‌گشت كه بتواند آواز بخواند و صدای خوبی داشته باشد. من هم كار آهنگسازی و خوانندگی انجام می‌دهم. كارگردان و تهیه‌كننده روی این نقش خیلی حساس بودند. می‌خواستند نقش دوتا دوست خوب دربیاید. قبل از من خیلی‌ها بودند و تست داده بودند. همزمان می‌خواستند بازیگر نقش كامبیز‌ را هم انتخاب كنند. من هر روز به دفتر می‌رفتم. افراد مختلفی می‌آمدند. ما را نسبت به هم می‌سنجیدند. شهرام شاه‌حسینی به من خیلی لطف داشت. از او ممنونم كه به من اعتماد كرد.


با این كه 27 سال ‌داری نقش جوانی را بازی می‌كنی كه سنش هفت‌ هشت سال از خودت كوچك‌تر است. بهتر نبود یك بازیگر جوان‌تر از تو را انتخاب می‌كردند؟ برای خودت سخت نبود كه در نقش یك نوجوان ظاهر بشوی؟
هیچ‌كس باورش نمی‌شود من 27 سال داشته باشم. هركس می‌شنود تعجب می‌كند. قیافه‌ام بیشتر به نوجوان‌ها می‌خورد. هومن یك‌سری درگیری با پدر و ناپدری‌اش داشت. كارگردان دوست داشت كه هومن خیلی بچه سال نباشد. اگر سن بازیگر خیلی پایین بود نمی‌توانست اینقدر درگیر بشود و حركت داشته باشد. البته این طوری نبوده كه همیشه سنم كمتر باشد. من در سریال سایه‌ای در تاریكی نقش پسری 26 ساله را بازی كردم، در حالی كه 22 سال داشتم.


شنیده‌ام هنگام تصویربرداری، فیلمنامه تاوان آماده نبوده و سر صحنه نوشته می‌شده است. شما به عنوان بازیگر چطور با این مساله كنار آمدید؟
ما متن‌نهایی فیلمنامه را در دست نداشتیم. پایان سریال تاوان باز است و هنوز سكانس‌های نهایی‌اش تصویربرداری نشده است. در حد چهار پنج روز كار تصویربرداری باقی مانده است. من قسمت اول طرح اولیه فیلمنامه را كه خواندم، دیدم قهرمان داستان همان اول كار می‌میرد. از همان ابتدا احساس كردم كه باید تاوان داستان هیجان انگیزی داشته باشد. یك‌سری اتفاقاتی داشت كه با متن‌های دیگر فرق می‌كرد. 3 ماه اول كه تصویربرداری كار انجام شد، فقط من و بازیگر نقش كامبیز انتخاب شده بودیم. بازیگر نقش مادر انتخاب نشده بود. عوامل گروه مجبور بودند همه نماهای ما دو نفر را جدا جدا بگیرند. ما فقط فیلمنامه 4 قسمت اول را داشتیم و بقیه سكانس‌ها در حال نوشته شدن بود. همان زمان رج می‌زدند و سكانس قسمت‌های پایانی را تصویربرداری می‌كردند. من نمی‌دانستم این وسط چه اتفاقی افتاده است. حتی‌ جاهایی طرح اولیه فیلمنامه را هم نداشتیم.‌ بخشی از فیلمنامه سرصحنه نوشته می‌شد و گفتگوها همان جا عوض ‌ می‌شد.


یعنی دورخوانی نداشتید؟
آن اوایل دورخوانی داشتیم. اما بعد كه ‌سریال ‌جلوتر ‌رفت‌ نه.


كامل نبودن فیلمنامه كار بازیگر را سخت‌تر می‌كند. نه؟
كار همه عوامل سخت‌تر می‌شد. فیلمبردار و طراح صحنه هم می‌خواهند راكوردها حفظ بشود. حفظ كردن حس نقش هم خیلی سخت بود. در طول داستان صد تا اتفاق برای هومن می‌افتاد. وقتی متن را كامل نخوانده باشی كارت سخت می‌شود.


در بین فیلم‌های در حال اكران فیلمنامه هفت دقیقه تا پاییز هم سر صحنه نوشته شده است. این كار بعضی جاها باعث می‌شود خلاقیت بازیگر بیشتر شود و حس جاری در نقش واقعی‌تر دیده شود.
در سینما می‌شود این كار را كرد. اما در سریال نه. در سریال تاوان در یك روز هم سكانس اول قسمت اول را تصویربرداری می‌كردند و هم سكانس 40 قسمت دوازدهم. من دقیقا نمی‌دانستم بار دوم چه واكنشی نشان بدهم. شاید در این مدت رابطه هومن با پدرش خوب شده باشد. شاید هم بدتر شده باشد. كارگردان زیاد توضیح می‌داد. اما وقتی خودت متن را بخوانی خیلی تسلطت بیشتر می‌شود.


خودت در رشته ادبیات نمایشی درس خوانده‌ای. این تحصیلات باعث می‌شد كه در مسیر تكمیل فیلمنامه نظر بدهی و نقش داشته باشی؟
من در رشته بازیگری و كارگردانی در دانشگاه بوشهر قبول شدم. بعد به رشته ادبیات نمایشی تغییر رشته دادم. شهرام شاه‌حسینی از این نظر خیلی خوب بود. می‌گفت باید روزی بیست تا پیشنهاد بدهید.


درباره شخصیت هومن خودت چه پیشنهاد‌هایی می‌دادی؟ نمی‌ترسیدی از این كه این شخصیت باتوجه به معتاد بودنش و شرارت‌هایش خیلی سیاه و منفور از كار دربیاید؟
می‌خواستم هومن خیلی سیاه و منفی درنیاید. من دوست داشتم با بازی ام بگویم هومن ذاتش خوب است. اما با سن و سال كمش در شرایط بدی قرار می‌گیرد. دوستانش اشتباه راهنمایی‌اش می‌كنند. او مادرش را دوست دارد. در فیلمنامه اولیه‌ صحنه‌ای كه سر خاك مادرش می‌رود، هومن كلی گریه می‌كند. پس از آن كه می‌فهمد مادرش ارث زیادی برای او نگذاشته شاكی و معترض می‌شود. سنگ قبر مادرش را می‌شكند. كلی مونولوگ می‌گوید و می‌رود. بعد دیدیم این‌طوری خیلی بد و زننده می‌شود. به هر حال مادرش است. تهیه‌كننده گفت این سكانس را متعادل‌تر بگیریم.


ما یك تصویر كلیشه‌ای از معتادان سریال‌ها در ذهن داریم. یعنی آدم‌هایی كه كمرشان خمیده است و مثلا سین را شین تلفظ می‌كنند. اما در تاوان این كلیشه شكسته شده و كنش‌های حسی هومن فقط در تیك‌های عصبی‌اش خلاصه می‌شود. چطور به نقش اینچنینی یك معتاد رسیدی؟
درباره این كه هومن باید اعتیادش به چه چیزی باشد خیلی صحبت كردیم. قبلا بازی كردن در نقش معتاد خیلی راحت‌تر بود. آدم یك تیپ خاصی می‌گرفت. اما اعتیادهای جدید فرق دارند. من ‌پسری را می‌شناسم كه شیشه می‌كشید. روزی 20 ساعت به او خیره می‌شدم. او مثل آدم‌های عادی بود. هیچ كار عجیب و غریبی نمی‌كرد. وقتی هم حرف می‌زد حرف‌هایش منطقی بود. من هیچ نكته خاصی از او ندیدم كه نشانه اعتیادش باشد. البته یك حالت‌های مختلفی به این‌جور آدم‌ها دست می‌دهد. وقتی می‌ترسند ترسشان یك كم اغراق شده‌تر است. ما در این سریال تصمیم گرفتیم كه اعتیاد هومن به ماده مخدر كك‌ باشد. این ماده خماری زیادی ندارد. مادر هومن نمی‌داند كه پسرش معتاد است. می‌خواستیم اعتیادش یك جوری باشد كه هر كسی متوجه نباشد.
جنس اعتیاد فرق می‌كند. اگر هومن معتاد تریاك بود و مصرفش بالا بود، باید با كمر خمیده بازی می‌كردم.


در مرحله تحقیقات با چه جور معتادهایی مواجه شدی؟
خیلی سخت بود. باید ‌ آدمی پیدا می‌كردیم كه معتاد باشد. كسی اعتراف نمی‌كند كه من معتادم. بسختی چنین آدمی را پیدا كردم. به كلینیك ترك اعتیاد هم رفتم. مصرف آدم‌های آنجا خیلی بالا بود. هومن این طوری نیست. او تفننی مصرف می‌كند.


هومن بجز معتاد بودنش یك ویژگی دیگر هم دارد. او از همه چیز ناراضی است. حس خشم و نفرتش را چطور در آوردی؟
هومن یك آدم عصبی است. او همه چیز را درون خودش می‌ریزد. هومن خیلی روحیه پرخاشگری دارد. او دور خودش می‌چرخد و به هیچ جا نمی‌رسد. من چون خواننده‌ام خوب می‌توانم داد بزنم. سعی كردم صدایم را در گلویم بریزم.


یكی از دشواری‌های این نقش جنب و جوش زیادش است. درباره این موضوع صحبت كن.
یك جورهایی شبیه بدلكارها شده بودم. این سریال صحنه كتك خوردن و كتك زدن زیاد داشت. تعقیب و گریز و بدو بدو زیاد داشتیم. این صحنه‌ها چند بار تكرار می‌شد. یك بار بوم توی كادر می‌آمد. یك بار ‌ آدمی از پشت دوربین رد می‌شد. وقتی از سر صحنه به خانه می‌رسیدم از خستگی می‌افتادم.


درباره آسیب‌دیدگی‌ات در این سریال توضیح بده. یادم می‌آید آن زمان چند روزنامه با آب و تاب خبرش را چاپ كردند.
من زمانی كه نماهای قسمت سوم را می‌گرفتند دچار حادثه شدم. در یكی از سكانس‌ها رضا رویگری‌ ـ سعید ـ در را قفل كرده بود و من باید از پنجره بیرون می‌رفتم. قرار بود از پنجره آویزان شوم. بعد كات می‌دادند و این نما به نمای بعدی تدوین می‌شد كه پاهای من روی زمین بود. یك ساختمان دو طبقه بود. من لبه پنجره را گرفته بودم. هوا گرم بود اما من كاپشن به تنم كرده بودم. صحنه‌ها مربوط به فصل زمستان می‌شد. چون كت تنگ بود دستم را نتوانستم تكان بدهم و از آن بالا به پایین افتادم. از بیمارستان آمدند و با كاردك من را جمع كردند! (می خندد) دستم از سه چهارجا شكست. قرار بود عمل بشود. نفسم بند آمده بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشـــــهـــــنـــــامــــــ شــــهـــــابــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اینم از مصاحبه...

امیدوارم خوشتون اومده باشه!

برای آقای شهابی هم در هر جایی هستن آرزوی موفقیت و سر بلندی دارم...

تا آپ بعد فعلا...